محمد رضا آقابيگي - پايگاه اطلاع رساني محمد رضا آقابيگي
 RSS  :: خانه :: ارتباط با من :: پروفايل :: پارسي بلاگ
جستجو:
دانش، منشأ هرگونه خيري است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
  • پيوندهاي روزانه


  • موضوعات وبلاگ
  • جامعه
    اسطوره‏ها
    آسيب‏شناسي اجتماعي
    علوم
    تجارت
    اخبار
    کامپيوتر
    نرم‏افزار رايگان
    بازي‏نويسي
    بازي رايگان
    برنامه‏نويسي موبايل
    ورزش
    بازي

  • تعداد بازديدهاي وبلاگ
  • - کل بازديدها: 24093 بازديد
    - امروز: 27 بازديد
    - ديروز: 27 بازديد

  • درباره من
  • محمد رضا آقابيگي - پايگاه اطلاع رساني محمد رضا آقابيگي

  • لوگوي وبلاگ
  • محمد رضا آقابيگي - پايگاه اطلاع رساني محمد رضا آقابيگي

  • دوستان من
  • به نام وجود باوجودي که وجودبي وجودم
    بانک مقاله
    از يک روحاني
    خاطرات يک زندگي
    مذهبي
    وبلاگ رسمي کتايون
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    امٌل
    آدمک ها
    (( هميشه با تو ))
    .:(( به ياد رضا )):.
    عروج
    ناگفته هاي آبجي کوچيکه
    بي سرزمين تر از باد
    عاشق دلباخته
    همسفرمهتاب
    گل نرگس Narcissus
    او براي دم هر ثانيه ام رحمتي بود عظيم!
    ساقيا قدحي ريز که ما باده پرستيم
    زيبايي سايه خداوند بر کهکشانهاست
    وبلاگ ايران اسلام
    باورم کن
    سروهاي سرافراز
    خداي که به ما لبخند ميزند
    زير درخت گل
    شاهراه انديشه آرمان(بازگشتي دوباره)
    خلوت تنهايي
    نگاه مشرقي
    دختر ي با کو له‏با ر ي ا ز ا ميد
    از قرآن بپرس Ask quran
    ذخيره خدا
    ::. ياغي ترين .::
    يه پرستويي که قلبش شکسته
    هو اللطيف
    باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومکه
    کوچولوها
    مـن او
    همسفر عشق
    مانا
    کوثر
    چهارديواري
    پيام محبت
    خانه اطلاعات
    مبادا روي لاله ها پا گذاريم
    توهم يک عشق.......
    چاه
    عدل الهي Divine Justice
    يک کلام حرف خودموني
    بانک اس ام اس و جوک
    دوستان همدم
    فصل سکوت
    خانه متروک
    سيب
    دربدران
    تا.............شقايق
    نافذ
    سايت تخصصي گوشي موبايل
    عطش
    پرتگاه
    عشق الهي: نگاه به دين با عينک عشق و عاشقي
    کلبه احزان
    سايت ويژه
    يک جالب براي ديدن فلش
    ايمل رياست کانون رشد (سيروس دولت پور)
    باشگاه انديشه
    سايت خبري
    سايت تکچين
    سايت مخ زن
    آموزش زبان انگليسي
    سايت سيامک انصاري (کيانوش)
    سايت شبهاي برره بيد جيگر
    موزيک
    آموزش رايانه و مهارت icdl به زبان فارسي
    دايره المعارف فارسي آدرسهاي اينترنت
    سايت زن روز (ويژه خانم ها - مد لباس )
    محاسبه طول عمر (به روش کاملا پزشکي )
    کاريکاتور بازيگران سينماي ايران
    سايت مهران مديري
    شقايق دهقان (گل ياسمن بانو)
    سايت مناجات
    وبلاگ رييس جمهور (آقاي محمود احمدي نژاد)
    پيوند به سايتهاي دولتي
    سايت عمو پورنگ
    دوربين نت (آرشيو عکس)
    کسب در آمد و جوک و sms
    سايت کانون فرهنگي و تربيتي رشد
    لحظه‏ي ديدار
    بازار شپش فروشها
    دوست عزيز سلام
    خدا بود و ديگر هيچ نبود...!!!
    من گذشته من
    دختـــــر غربتـــي
    يه دل خسته
    براي تو
    شناخت اراء و افکار ضالّه
    گل ارکيده
    طلسم شدگان
    به وسعت دنيا
    به وسعت دنيا
    چرا و چگونه...؟؟؟
    کوير خيال
    سکوت
    :.: : نماز،يک هديه الهي :.: :
    عاشقانه هاي گودزيلا
    تا شکوفه ي عشق

    اينک از حال به آينده پلي بايد زد.......
    وبلاگ تفريحي Fashens
    شميم يار...
    چشم انداري بر ژاپن
    من نگاشت
    سکوت عشق
    سايت پاسخگو (سئوالات شرعي )
    حنانه خواهر سيب
    مخمل
    افتاب حقيقت
    هنرهاي رزمي
    وبلاگ کانون رشد ناحيه 3 کرج

  • دوستان من لوگوي

















  • اشتراک
  • نام:

    ايميل:

     

  • اوقات شرعي

  • فهرست موضوعي يادداشت ها
  • اجتماعي[104]
    سياسي[6]

  • آرشيو مطالب
  • بهمن 84
    اسفند 84 [2]
    فروردین 85 [3]
    ارديبهشت 85 [3]
    خرداد 85 [5]
    تير 85 [2]
    مرداد 85 [4]
    شهريور 85 [6]
    مهر 85 [7]
    آبان 85 [6]
    آذر 85 [7]
    دي 85 [6]
    بهمن 85 [6]
    اسفند 85 [2]
    فروردين 86
    ارديبهشت 86 [3]
    خرداد 86 [3]
    تير 86 [3]
    مرداد 86 [3]
    شهريور 86 [3]
    مهر 86 [3]
    آبان 86 [3]
    آذر 86 [3]
    دي 86 [3]
    فروردين87 [3]
    خرداد87 [4]

  • موسيقي وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو
  • يــــاهـو

       [آرشيو شده ها]
    ? + پانزده راز سر به مهر دنيا
  • محمد رضا آقابيگي پنجشنبه 9/3/1387 ساعت 11:44 صبح
  •  کفن تورين

    کفن تورين يک تکه پارچه کتان است که تصوير يک مرد در آن نقش بسته درحالي که به صليب کشيده شده است. بيشتر کاتوليک‌ها معتقدند اين پارچه، کفن عيسي مسيح مي‌باشد. اين کفن هم‌اکنون در کليساي «سنت جان تعميردهنده» در شهر تورين ايتاليا نگهداري مي‌شود. با وجود بررسي‌هاي زياد هنوز هيچ‌کس نتوانسته توضيح قابل قبولي بر چگونگي چاپ اين تصوير ارائه دهد و تاکنون کسي قادر نبوده از روي آن کپي بردارد. آزمايشات راديوکربن نشان مي‌دهد که اين تکه پارچه متعلق به قرون وسطي است ولي مدافعان اين کفن، چنين نظريه‌اي را قبول ندارند. باستان‌شناسان معتقدند اين پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه ديگري نيز موجود است که مي‌گويند سر عيسي‌مسيح با آن پوشيده شده بود. پروفسور مارک گاسکين پژوهشگر اسپانيايي در سال 1999 در مورد ارتباط اين دو پارچه با يکديگر تحقيقات مفصل علمي انجام داد. اين تحقيقات که بر پايه تاريخ، آسيب‌شناسي، تجزيه خون و لکه‌هاي روي پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان مي‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولي نزديک به هم سر يک نفررا پوشانده بوده‌اند. اين نتيجه‌گيري توسط دانشمندان ديگري نيز مورد تاييد قرارگرفت.


    جاده بيميني


    حتما شما هم مثل بسياري از مردم دنيا درباره شهر گمشده «آتلانتيس» چيزهايي شنيده‌ايد ولي «جاده بيميني» کجاست؟ در سال 1968 غواصان، صخره‌اي عجيب و زيردريايي را کشف کردند که در نزديکي جزيره بيميني شمالي در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند کساني که معتقدند سنگ‌هاي اين صخره به طور طبيعي ساخته شده‌ ولي به خاطر نوع نظم غيرمعمول اين سنگ‌ها، بسياري فکر مي‌کنند که بخشي از شهر گمشده آتلانتيس مي‌باشند. شايد عاملي که بيشتر باعث اسرارآميز شدن اين جاده شده «ادگار کايس» پيشگو در سال 1938 است که مي‌گفت: «در سال‌هاي 1968 الي 1969 بخشي از يک معبد که هنوز کشف نشده است در درياهاي نزديک بيميني عيان خواهد شد.» دکتر «گرگ ليتل» باستان‌شناس آماتور در تحقيقات اخير خود صخره جاده مانند ديگري درست شبيه صخره اولي را در زير آن پيدا کرد. او معتقد است اين صخره‌ها قسمت بالايي يک ديوار قديمي يا يک اسکله مي‌باشند. به هر حال اين صخره‌ها هر چه که باشند چندان محتمل به نظر نمي‌رسد که دست طبيعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را اين طور منظم در کنار هم قرار داده باشد.


    مثلث برمودا


    مثلث برمودا، منطقه‌اي در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي واقع شده است که تاکنون شمار زيادي از هواپيماها و قايق‌ها در آن ناپديد شده‌اند. در طي سال‌هاي بسيار دلايل مختلفي براي اين ناپديد شدن‌هاي اسرارآميز ارائه شده که از جمله آنها بدي آب و هوا، حمله فضايي‌ها، جابجا شدن زمان و برخي قوانين فيزيک بوده‌اند. هر چند که در بسياري از گزارشات اين اتفاقات پر از اغراق بوده ولي حقيقت اين است افراد و اشياي بسياري در اين منطقه مثلث شکل ناپديد شده‌اند و هيچ دليل محکمي از آن در دست نمي‌باشد، اما نزديک به 15 سال است که ديگر برمودا خبرساز نشده است.


    مهاجران رونوک


    در سال 1584 سر والتر رالي به دستور ملکه اليزابت اول به ساحل شرقي آمريکاي شرقي رفت تا به وضع مهاجران انگليسي سامان دهد. بين سال‌هاي 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جاي گرفتند و تشکيل مستعمره دادند. يکي از اين گروه‌ها به جنگ با قبايل بومي آمريکا پرداخت و پس از مدتي از آنجا که ديگر مواد غذايي و نيروي جنگيدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضي از قبايل طرح دوستي ريختند ولي اين سياست هم نتيجه‌اي نداشت و بسياري از آنها کشته شدند. سرانجام اين مهاجران شخصي به نام «جان وايت» را مامور کردند تا به انگلستان برود و کمک بياورد. «وايت» به هنگام ترک آنجا ديد که نود مرد، هفده زن و يازده بچه در آن مستعمره زندگي مي‌کردند ولي وقتي در سال 1590 وايت دوباره به آمريکا برگشت هيچ اثري از آنها نبود، حتي اثري از دعوا و جنگ هم به چشم نمي‌خورد. اين گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز کسي از ساکنين آن خبري ندارد.


    زمزمه تائوس


    «زمزمه تائوس» يا «زمزمه طبيعت» در بسياري از نقاط دنيا شنيده مي‌شود. اين صدا اغلب در محيط‌هاي ساکت به گوش مي‌رسد و شبيه صداي موتوري است که از فاصله دور مي‌آيد و بيشتر در ايالات متحده، انگلستان و کشورهاي شمال اروپا رخ مي‌دهد. هر چند که تاکنون پژوهش‌هاي بسياري براي پيدا کردن منبع اين صدا و ضبط آن انجام شده ولي هنوز هيچ‌کس نتوانسته به نتيجه‌اي دست يابد.بلندترين زمزمه تاکنون در شهر کوچک «تائوس» در نيومکزيکو شنيده شده است. در سال 1997 کنگره آمريکا گروهي از دانشمندان انستيتوهاي علمي معتبر اين کشور را مامور تحقيق در اين زمينه کرد ولي تا به امروز هيچ‌کس علت اين صداي زوزه مانند را کشف نکرده است.


    کنت سن ژرمن


    کنت سن ژرمن (به گفته برخي زمان مرگش 27 فوريه 1784 بود) نجيب‌زاده‌اي ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ويلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردي اسرارآميز بود. او در زمينه علم کيمياگري هم مهارت‌هايي داشت و مردم او را «مرد شگفت‌انگيز» مي‌ناميدند. هيچ کس نفهميد او از کجا آمده بود وي بدون هيچ ردپايي هم ناپديد شد، اما پس از آن چندين سازمان پنهاني و اسرارآميز او را الگوي خود مي‌دانستند. در سال‌هاي اخير هم چندين نفر ادعا کرده‌اند کنت سن ژرمن هستند.


    کتاب دست‌نويس وينيچ


    کتاب وينيچ، کتابي دست‌نويس متعلق به قرون وسطي است که مشخص نيست با چه خط و زباني نوشته شده است. بيش از صد سال است که کارشناسان سعي در شکستن رمز اين خط داشته‌اند، تصاويري که در ورق‌هاي باقيمانده از اين کتاب ديده مي‌شود نشان مي‌دهد که کتاب در زمينه داروسازي و درمان بيماري‌ها مي‌باشد.


    جک قاتل


    در نيمه دوم سال 1888 لندن صحنه قتل‌هاي فجيعي بود که در اکثر آنها زنان خياباني کشته و گلويشان بريده شده بود. نام «جک قاتل» از نامه‌اي گرفته شده بود که قاتل به روزنامه‌هاي لندن فرستاد. پليس انگليس مظنونين بسياري را دستگير کرد ولي براي هيچ کدام از آنها نتوانست مدرک کافي جمع‌آوري کند و همه را آزاد کرد. هنوز هم کسي نمي‌داند جک قاتل چه کسي بود.


    دي . بي . کوپر


    دي.بي.کوپر يا «دن کوپر» نام مستعاري است که به يک هواپيماربا داده شده است. دن کوپر در تاريخ 24 نوامبر سال 1971 يک هواپيماي بويينگ 727 را ربود و پس از دريافت 200 هزار دلار در حالي که هواپيما بر روي اقيانوس آرام پرواز مي‌کرد از آن پايين پريد. هيچ‌کس نمي‌داند کوپر از آن پرش جان سالم به در برد يا نه، ولي در سال 1980 يک پسر بچه هشت ساله 5800 دلار اسکناس بيست دلاري خيس را در ساحل رودخانه کلمبيا پيدا کرد که شماره سريال آنها با شماره سريال پول‌هايي که به کوپر داده شد، يکي بود. همين اتفاق باعث شد که از آن پس در هواپيماها ردياب فلزي کار بگذارند.


    ال چوپاکابرا


    ال چوپاکابرا (مکنده خون بز) بيشتر در کشورهاي آمريکاي لاتين ديده شده است و احتمالا موجودي سنگين وزن با جثه‌اي کوچک‌تر از خرس مي‌باشد که يک رديف فلس شبيه دايناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روي بـدن خود دارد. اين نام لاتين به اين دليل بر روي آن گذاشته شده که به گفته شاهدين اين موجود حيوانات به ويژه بز را مي‌کشد و خون آنها را مي‌مکد. مي‌گويند اين موجود صورتي شبيه سگ يا پلنگ، زبان دراز نوک تيز و دندان‌هاي نيش بزرگي دارد و بويي شبيه بوي گوگرد بر جاي مي‌گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و مي‌درخشند.


    مرد بالدار


    مرد بالدار نام موجودي عجيب است که اوج رويت آن بين سال‌هاي 1966 و 1967 در ويرجينياي غربي بوده است در سال 2007 هم گزارش‌هايي مبني بر رويت آن موجود مي‌باشد. آنها که مرد بالدار را ديده‌اند، مي‌گويند اين موجود سر ندارد! اما چشمان درشت و سرخي دارد که روي سينه‌اش مي‌درخشند. افراد زيادي تاکنون خبر داده‌اند که مرد بالدار را ديده‌اند ولي هيچ عکسي از آن در دست نمي‌باشد.


    نورهاي مارفا


    نورهاي مارفا، نورهايي غيرقابل توضيح هستند که به نورهاي ارواح هم معروفند. اين انوار در مارفا واقع در ايالت تگزاس ديده مي‌شوند. مي‌گويند اين نورها به اندازه يک توپ بسکتبال هستند و در ارتفاع 5/1 الي 2 متري زمين شناور مي‌باشند. نورهاي مارفا به رنگ‌هاي سفيد، زرد، نارنجي يا قرمز و گاه سبز و آبي ديده شده‌اند و به سرعت در جهات مختلف حرکت مي‌کنند. هنوز هيچ کس از فاصله کاملا نزديک آنها را نديده است ولي دانشمندان احتمال مي‌دهند اين نورها، برق حاصله از تپه‌هاي کوارتز همان نزديکي باشد.


    قاتل زودياک


    قاتل زودياک در اواخر دهه 1960 به مدت ده ماه فعاليت ‌کرد و بعد ديگر هيچ خبري از او نشد در اين مدت او پنج نفر را کشت و دو نفر را زخمي کرد. اين دو نفر زخمي نيز به طرز معجزه‌آسايي از مرگ نجات يافتند در حالي که قاتل فکر مي‌کرد آنها را کشته است. بعد از هر قتل، قاتل که به زودياک معروف شده بود به پليس تلفن مي‌کرد و خبر قتل آنها را مي‌داد. او در نامه‌هاي خود به روزنامه‌ها مي‌نوشت: من دوست دارم مردم را بکشم. کشتن يک انسان خيلي لذت‌بخش‌تر از حيوانات است چون انسان خطرناک‌ترين حيوان روي زمين مي‌باشد... هنوز هم راز قاتل زودياک برملا نشده است.


    مري سلست


    کشتي مري سلست در سال 1860 در «نووا اسکوتيا» به آب انداخته شد.


    نام اوليه اين کشتي «آمازون» و طول آن 103 فوت بود و 280 تن وزن داشت. به مدت ده سال مري سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددي شد و اين کشتي صاحبان مختلفي داشت تا اين‌که سرانجام در يک حراجي در نيويورک به قيمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جديد، تعميرات اساسي روي آن انجام داد و با نام جديد «مري سلست» آن را به آب انداخت. کاپيتان جديد بنجامين بريگز 37 ساله بود که به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار کشتي شد و در نوامبر 1872 به سمت ايتاليا راه افتاد.


     هيچ يک از سرنشينان کشتي هرگز دوباره ديده نشدند. مدتي بعد کشتي سرگردان در اقيانوس پيدا شدو هيچ اثري از خدمه‌اش در آن ديده نمي‌شد ولي هيچ‌کس در آن نبود و تمام مدارک به جز گزارشات روزانه کاپيتان ناپديد شده بود. اوايل سال 1873 دو قايق نجات در اسپانيا به ساحل   نشستند.


    در يکي از آنها جسد يک نفر به همراه پرچم آمريکا بود و در ديگري جسد پنج نفر ديده مي‌شد. برخي معتقدند اين اجساد بقاياي سرنشينان مري سلست بودند ولي حقيقت اين است که هويت اين اجساد هيچ وقت کشف نشد.


    پا گنده


    بيگ فوت يا ساسکواچ به انساني ميمون مانند گفته مي‌شود که در نواحي جنگلي شمال غربي اقيانوس آرام و بخشي از بريتيش کلمبيا ديده شده است. برخي کارشناسان بيگ فوت را موجودي تخيلي و برگرفته از افسانه‌ها مي‌دانند ولي برخي ديگر به شدت از وجود آن حمايت مي‌کنند.



    نظرات ديگران ( )

    ? + کاشف ويتامين
  • محمد رضا آقابيگي پنجشنبه 9/3/1387 ساعت 11:33 صبح
  •  کودکي پرماجرا

    فردريک گولاندهاپکينز در 20 ژوئن 1861 در ايست‌پورن انگليس در خانواده‌اي متوسط ديده به جهان گشود، پدرش برادرزاده «جرارد مانلي هاپکينز» يکي از شعراي معروف انگليس بود. فردريک هيچ وقت طعم محبت پدر را نچشيد زيرا وقتي که نوزاد بود، پدرش را از دست داد.مادرش نيز فقط به فکر خودش بود و تنها تا ده سالگي مسئوليت نگهداري فردريک را به عهده گرفت، سپس او را به يک مدرسه شبانه‌روزي سپرد. فردريک هميشه با ميکروسکوپي که از پدرش به يادگار مانده بود به تماشاي اجسام ريز مي‌پرداخت. او به ادبيات نيز علاقه‌مند بود و گاهي اشعار کوتاهي هم مي‌سرود.


    ورود به عرصه علم


    در سال 1871 مادرش او را ترک کرد و به آنفيلد در ليورپول رفت و فردريک به مدرسه‌اي در لندن انتقال يافت. او عليرغم اين‌که از مهر خانواده محروم شده بود اما در مدرسه بهترين نمرات را کسب مي‌‌کرد، وقتي دوران دبيرستانش به پايان رسيد، تصميم گرفت وارد دنياي علم شيمي شود. 17 ساله بود که ديپلم گرفت و با نوشتن يک مقاله در زمينه زندگي حشرات برنده جايزه انجمن ملوم لندن شد.او براي گذران زندگي در بانک سلطنتي لندن به استخدام درآمد تا بتواند از عهده هزينه تحصيل خود برآيد. از اين رو فردريک وارد دانشگاه لندن شد و به تحصيل در رشته شيمي پرداخت و به تجزيه و تحليل سموم در بدن پرداخت.22 ساله بود که فارغ‌التحصيل شده، سپس وارد دانشگاه پزشکي شد، او در آزمايشگاه به تحقيق در زمينه علم شيمي پرداخت. در سن 28 سالگي مدال طلا در رشته شيمي از دانشگاه پزشکي لندن را دريافت کرد و مدرک کارشناسي‌اش را در زمينه سم‌شناسي و فيزيولوژي به دست آورد.همان زمان در دانشگاه با «جسي آ استيوز» دانشجوي رشته پزشکي آشنا شد و در سن 36 سالگي با او ازدواج کرد. ثمره اين ازدواج دو فرزند دختر بود. بعدها جاکيتا دختر بزرگش با نويسنده معروف انگليسي «جي بي‌ پريستلي» ازدواج کرد.در سال 1898 با ارائه يک سخنراني در دانشگاه کمبريج مورد توجه همه اساتيد علم شيمي قرار گرفت و عضو انجمن هيئت مديره اين دانشگاه شد و به کرسي استادي دست يافت. فردريک عليرغم موفقيت‌هاي چشمگيرش در عرصه علم و دانش هميشه از لحاظ محبت والدين احساس خلاء مي‌کرد.يک بار تصميم گرفت به همراه همسر و دو فرزندش به ديدار مادرش برود. مادر او ازدواج کرده بود و فردريک را به طور کلي از ياد برده بود، برخورد مادر با او و خانواده‌اش بسيار سرد بود، تا جايي که فردريک از اين‌که به ديدار مادرش رفته، احساس پشيماني مي‌کرد.


    کشف ويتامين‌ها


    فردريک در آزمايشگاه، مخلوطي از انواع هيدرات‌هاي کربن، چربي‌ها، پروتئين‌ها و نمک‌ها را که براي بدن لازم است به يک گروه موش خوراند. چند هفته بعد مشاهده کرد که موش‌ها همگي مرده‌اند ولي گروه ديگر موش‌ها که در همان مدت همان مخلوط غذايي را همراه با مقدار کمي شير خورده بودند، زنده ماندند. او نتيجه گرفت که شير موادي دارد که براي زنده ماندن و رشد موش‌ها لازم است اما امروزه مي‌دانيم اين مواد ضروري، ويتامين‌ها هستند.در آن دوران دوست بسيار صميمي فردريک «دکتر کريستين ايجکمان» بود که در زمينه بيماري‌ها تحقيق مي‌کرد، او ثابت کرده بود که بيماري «بري بري» در نتيجه کمبود تغذيه ايجاد مي‌شود. اين امر راه را براي کشف ويتامين‌ها و مواد ويتامين‌دار مسئول بيماري بري‌بري يعني «تيامين» هموار کرد. به اين ترتيب ايجکمان به ياري فردريک برنده جايزه نوبل پزشکي در سال 1929 شد. لذا علم جديد تغذيه به سرعت گسترش يافت و اولين تحقيقات و نظريه‌ها در مورد ويتامين‌ها در همان سال‌ها به وسيله فردريک انجام شد و او به خاطر همين تحقيق، جايزه انجمن سلطنتي لندن را دريافت و به لقب «سر فردريک هاپکينز» نائل آمد.فردريک، فردي بسيار پرکار بود و به هيچ وجه از کار کردن و تحقيق در آزمايشگاه و مطالعه خسته نمي‌شد. او در طول شبانه‌روز فقط 3 ساعت مي‌خوابيد و بقيه اوقات خود را صرف کسب علم و ارائه مقالات پزشکي و شيمي مي‌کرد. فردريک بسيار خانواده‌دوست بود و هميشه مي‌خواست فرزندانش در کنار او باشند.فردريک هاپکينز در 16 مي‌ 1947 در حالي که مشغول تحقيقات در آزمايشگاه دانشکاه کمبريج بود به دليل سکته قلبي در سن 86 سالگي چشم از جهان فرو بست، بعدها مجسمه يادبود وي را در کمبريج بنا کردند تا نسلهاي آينده اين دانشمند برجسته را که گام بزرگي در علوم تغذيه گذاشت به فراموشي نسپارند

    منبع:ksbaz

    نظرات ديگران ( )

    ? + تاريخي ترين شهر اسپانيا
  • محمد رضا آقابيگي پنجشنبه 9/3/1387 ساعت 11:32 صبح
  •   قدمت شهر بارسلون به قرن اول ميلادي بازمي‌گردد که توسط اقوام کارتاژ پايه‌گذاري شد و در دوران فتح اندلس، اين شهر نيز شاهد لشگرکشي‌هاي مسلمانان بود. مسلمانان اين شهر را «برشلونه» يا «برشنونه» مي‌‌ناميدند که برگرفته از نام لاتين «بارسينونا» بود. در آن دوران اين شهر به خاطر فراواني گندم، حبوبات و عسل معروف بود و از سواحل آن مرواريد به دست مي‌‌آمد به همين دليل محل تاخت و تاز يونانيان بوده و در قرون وسطي نام «بارسلونا» را يونانيان بر اين محل گذاشتند.

    شهر بارسلون هم‌اکنون نيز يکي از غني‌ترين شهرهاي اسپانيا از لحاظ فرهنگي و مراکز مهم بازرگاني و صنعتي است... اين شهر بندري مرکز استان بارسلون و ناحيه خودمختار کاتالونيا و پس از مادريد، مهمترين شهر اسپانياست.


    جغرافياي بارسا


    اين شهر در شمال‌شرقي اسپانيا در نزديکي فرانسه و از شهرهاي قديمي شبه‌جزيره ايبري در سواحل درياي مديترانه واقع شده و از سه قسمت جديد، کهنه و حومه شهر تشکيل شده است.اين شهر سيزده کيلومتر سواحل زيبا دارد و يکي از بهترين مکان‌هاي گردشگري براي اروپاييان است. جلگه وسيعي به پهناي حدود پنج کيلومتر توسط رشته‌کوه‌هاي «کالسرولا» محدود شده و سبب حاصلخيزي اين منطقه مي‌‌باشد.جمعيت اين شهر حدود يک ميليون و ششصد هزار نفر است و يکي از شهرهاي پرجمعيت اسپانيا مي‌‌باشد. بارسلونا داراي آب‌وهواي مديترانه‌اي است، با زمستان‌هاي معتدل و مرطوب و تابستان‌هاي گرم و خشک.سردترين ماه‌هاي سال، ژانويه و فوريه است که دما به ده درجه بالاي صفر مي‌‌رسد. در اين شهر به ندرت برف مي‌‌بارد اما باران‌هاي فراوان در شش ماهه دوم سال هواي شهر را مرطوب و دلپذير مي‌کند. گرم‌ترين ماه‌هاي سال نيز جولاي و آگوست با 30 تا 38 درجه بالاي صفر است.


    مکان‌هاي ديدني


    بارسلون داراي دوازده پارک تاريخي و داراي آثار باستاني است. همچنين سواحل زيباي بارسلون محلي براي تفريح اروپاييان است. بارسلون چندين آسمانخراش دارد که بلندترين آن «هتل هنر» است و 154 متر بلندي دارد.


    اين شهر به تنهايي سه محوطه ميراث فرهنگي کشور اسپانيا را در خود جاي داده است. هفت بنا از آثار معمار مشهور «آنتونيو گاودي»، بيمارستان «دو سنت پو» که به دليل معماري منحصربه‌فردش در فهرست ميراث جهاني يونسکو ثبت شده و صخره‌نگاري‌‌هاي ماقبل تاريخ در حاشيه مديترانه.مشهورترين موزه شهر بارسلون، موزه پيکاسو است که نزديک به 3500 اثر اين نقاش قرن بيستم را در خود جاي داده است. موزه خوان ميرو و موزه دريايي بارسلون از ديگر موزه‌هاي مشهور اين شهر هستند. نکته ديگر اين‌که بارسلون يکي از قديمي‌ترين و اولين دانشگاه‌هاي اروپا را در خود جاي داده که قدمت آن به سال 1450 ميلادي بازمي‌گردد.باشگاه فوتبال بارسلونا با نام FC بارسلونا و مجموعه المپيک بارسلون نيز موردتوجه ورزش‌دوستان سراسر جهان است تا جايي که المپيک سال 1992 در اين کشور برگزار شد.طبق قراردادي شهر بارسلون در 24 دي 1378 خواهرخوانده اصفهان شناخته شد و همچنين مقرر شد اين دو شهر در زمينه‌هاي مختلف فرهنگي، ورزشي و تجاري با يکديگر همکاري ‌کنند.


    حمل و نقل


    شهر بارسلون داراي مجهزترين قطارهاي سريع‌السير و شبکه گسترده قطار زيرزميني است. فرودگاه بين‌المللي بارسلون از اعتبار خاص جهاني برخوردار است.در واقع از زمان بازي‌هاي المپيک 1992 که در آنجا برگزار شد، اين شهر از نظر فرهنگي، اقتصادي و تکنولوژي تغييرات چشمگيري داشته است. حتي اين شهر نمونه موفق مناسب‌سازي محيط براي معلولين است و امکانات حمل‌ونقل عمومي شهري براي معلولين هم وجود دارد.


    جاده‌ها و بزرگراه‌هاي بارسلون از استاندارد جهاني برخوردار است و همچنين دو راه‌ اصلي يکي بر حاشيه کوه و ديگري در کنار ساحل دارد و انواع اتوبوس‌هاي شهري و بين‌شهري در اين جاده‌ها در رفت‌وآمد هستند.به طور کلي شهر بارسلون به دليل آب‌وهوا و فرهنگ و صنعت و بازرگاني خواهرخوانده شهرهاي مختلف جهان از جمله ريودوژانيرو (برزيل)، بوسان (کره جنوبي)، هاوانا (کوبا)، استانبول (ترکيه)، دوبلين (ايرلند)، اصفهان، دبي (امارات)، آتن (يونان)، سائوپائولو (برزيل) و سن‌پترزبورگ (روسيه) ‌است.اما نکته ديگري که بايد به آن اشاره داشت، موقعيت سياسي اين شهر است. بارسلونا مرکز ايالت کاتالونياي اسپانياست و از سال‌ها قبل اين ايالت سعي در خودمختاري داشت اما دولتمردان اسپانيا با اين امر مخالف هستند. طي اين سال‌ها بارها آشوب‌هاي خياباني در اين منطقه اتفاق افتاد. همچنين مردمان اين شهر خود را جدا از اسپانيا مي‌‌دانند و تفکرشان اين است که کشوري جدا هستند. شايد به همين خاطر ديدارهاي رئال‌مادريد و بارسلونا به جز جذابيت‌هاي ورزشي، محل جنگ سياسي بين مردمان بارسلونا و دولتمردان اسپانياست.
     

    نظرات ديگران ( )

       [آرشيو شده ها]

    ? ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [9/3/1387- 11:44 ص] پانزده راز سر به مهر دنيا
    [9/3/1387- 11:33 ص] کاشف ويتامين
    [9/3/1387- 11:32 ص] تاريخي ترين شهر اسپانيا
    [آرشيو شده ها]

    <
    Desigened By Parsiblog.com